تبليغاتX
مشاوره

 کنترل حوادث بیرون، در دست ما نیست ولی کنترل بینش‌مان نسبت به حوادث و مدیریت آن، در اختیار خودمان می‌باشد.

وقتی با مسائل، موانع و مشکلات به صورت مثبت و با انگیزه‌ی قوی برخورد شود ، می‌توان بر بسیاری از آنها غلبه کرد و شرایط را تغییر داد و زندگی موفقی به وجود آورد چرا که وقتی هدف من، همکاری و همیاری با همسرم باشد ، از خود می‌پرسم چه کارهایی می‌توانم انجام دهم تا روابط صمیمانه‌ای با او برقرار سازم و اوضاع بهتر شود؛ چه شرایطی می‌توانم به وجود بیاورم تا با مهر و محبت، ارتباط درست و مهربانانه با همسرم داشته باشم و بتوانم نظر او را بیشتر به سوی خود جلب کنم. فقط با کسب آگاهی و مهارت‌های لازم است که می‌توانیم به جای توجه به نقاط ضعف و تحمیل شرایط بد و نامناسب خود به همسر، همکاری لازم را با او به عمل آوریم. هر زن و شوهر آگاه ، از خود می‌پرسند که « چگونه با مسائل، منصفانه برخورد کنیم؟ چگونه نقاط ضعف همدیگر را بپذیریم؟ چگونه نقاط مثبت و قوت خود و همسرمان را کشف و تایید و تاکید کنیم؟ چگونه با قدرت و انگیزه‌های فراوان، تغییر‌های مثبت در زندگی مشترک به وجود آوریم؟ و چگونه رفتار و کردار خود را در مسیر هدف‌های‌مان قرار دهیم؟» در این شرایط است که رفتار و عملکردمان، مثبت و رضایت‌بخش می‌شود و احساس تعلق‌خاطر و صمیمیت بین زوج‌ها، تقویت شده و بیشتر می‌گردد.

 به‌طور کلی، کسب آگاهی و مهارت در ایجاد روابط مثبت و موثر بین زوج‌ها، آموختنی و یاد گرفتنی است. وقتی هر یک از همسران با روحیه‌ی همکاری و عملکرد مسئوولانه و تلاش در جلب رضایت دیگری کوشش کند ، به طور مسلم در ایجاد رابطه‌ی خوب و رضایت‌بخش، موفق خواهند بود.

 وقتی آگاهی و تجربه‌های زن و شوهر کم باشد

این گروه از زن و شوهرها، ناآگاهانه و ندانسته ، رفتارهای منفی و مخرب را بین خود حاکم ساخته و عملاً بین خود و همسرشان فاصله می‌اندازند و موجب دلسردی و خراب کردن رابطه‌ی بین خودشان می‌شوند... در برخورد با مسائل، به سرعت عصبانی و خشمگین می‌شوند... پیوسته با هم لجاجت و مشاجره می‌کنند... همواره در اضطراب و عصبانیت به سر می‌برند... با کوچک‌ترین عمل بر خلاف میل‌شان، خشمگین شده و دشنام می‌دهند و اشیاء را پرت کرده و می‌شکنند و زندگی را بر خود و همسر تلخ می‌گردانند... وظایف و مسئولیت‌های خود را به درستی انجام نمی‌دهند... همدیگر را به بهانه‌های گوناگون، سرزنش و تنبیه‌های لفظی و جسمی می‌کنند... توجه‌طلبی می‌کنند و یا برای مهم جلوه دادن خود، قدرت‌طلبی کرده و احساس حقارت و ناکامی را بر دیگری تحمیل می‌کنند... توقع‌های غیرمنطقی از دیگری دارند... پیوسته به دنبال جلب توجه و تاییدهای غیرضروری از سوی همسر و دیگران هستند... بیشتر وقت‌ها احساس قربانی‌ شدن و مظلوم بودن دارند... با گفتار و کردار و کنترل‌های بی‌مورد، احساسات همسر خود را جریحه‌دار می‌سازند... ندانسته خواهان فاصله و جدایی می‌شوند...

وقتی آگاهی‌های همسران، بالا باشد

این زوج‌ها ، تفاوت‌ها، تضادها، تفاهم‌ها، باورها، اندیشه‌ها، احساس‌ها و رفتارهای یکدیگر را به راحتی پذیرا‌ می‌شوند و همدیگر را درک می‌کنند... به جای مقابله با هم و ارائه‌ی پاسخ‌های منفی و مخرب، پاسخ‌های مثبت و رضایت‌بخش می‌‌دهند... به احساس‌ها و رفتار خود و همسرشان توجه کرده و به آنها، پاسخ درست و منطقی می‌دهند... با آرامش، با ارائه‌ی مهر و محبت، با تایید و تشویق و تحسین رفتار و احساسات مثبت، همسر خود را مورد تشویق و تایید قرار می‌دهند... با دلگرمی و تبادل پاداش، رفتارهای مهربانانه و خوشایند را بیشتر می‌کنند... از دعوا و برخورد ، خشم و عصبانیت، تلافی، رنجاندن، کینه‌ورزی، حسادت، نفرت، کنترل کردن، لطمه‌زدن به رابطه‌، اعمال فشار، جریمه و تنبیه‌های دیگر خودداری می‌کنند... با مهر و محبت، به همسر خود توجه نشان می‌دهند و صادقانه با او ارتباط مهربانانه برقرار می‌سازند.

باید بدانیم که

زندگی زناشویی، همانند پروردن گل‌های باغچه است. هر روز می‌بایست به گل‌ها رسیدگی کرد و مراقب آنها بود تا شاداب و سرحال به رشد خود ادامه دهند ، در حالی که وقت نگذاشتن، توجه نکردن و غافل شدن از گل‌ها، باعث پژمرده‌ شدن آنها می‌شود. در زندگی مشترک، کسب آگاهی و مهارت‌های لازم، وقت گذاشتن برای همسر، با هم بودن، سعی در شناخت نیازها و رفع نیازهای همدیگر، تعهد داشتن و تلاش هریک از زوج‌ها نسبت به ایجاد یک رابطه‌ی زناشویی مطلوب، پذیرش مسوولیت‌ها و انعطاف‌پذیری‌های به موقع و ... همگی در ایجاد زندگی مشترک خوب و رضایت‌بخش، موثر هستند. اگر هر یک از زوج‌ها، هدف‌های خود را تعیین کنند و به آرامی و صادقانه با همسر در میان بگذارند و بپذیرند که زندگی مشترک خوب، با خود او شروع می‌شود و هر یک از زوج‌ها بدانند که در ساختن رابطه‌ی بهتر در زندگی مشترک، نقش مثبت و سازنده‌ای بر عهده دارند ، می‌توانند با مهر و محبت، همسر خود را تحت تاثیر مثبت قرار دهند و به عنوان پاداش رفتار درست خود ، زندگی مشترک پرباری را تجربه نمایند.

+ نوشته شده توسط حسن سميعياني در یکشنبه سی ام فروردین 1388 و ساعت 7:7 |

وقتي حج آغاز مي‌شود و محرم مي‌شوي، دستور داده مي‌شود كه از مكه خارج شو! اين خود نشانه‌اي است كه مكه و كعبه، پايان راه نبوده و رسيدن به كعبه تمام حج نيست. خداوند مي‌فرمايد از مكه خارج شو و وقتي به شناخت و درك و شعور رسيدي، برگرد.

بايد به عرفات بروي. جايي كه به شناخت برسي. بايد بداني كه طرف حسابت كيست. بايد خداي خود را بشناسي. بايد بشناسي كه او تا چه اندازه قادر و توانا است و با اين همه توانايي، چه‌قدر مهربان و رئوف است. وقتي مي‌بيني كه با كوله‌باري از گناه و معصيت پاي در سرزمين عرفات گذاشته‌اي بايد بهتر و بيشتر خداي خود را بشناسي. مگر اين چه خدايي است كه با وجود اين همه بدي و گناهي كه در توست، تو را به اين سرزمين راه داده است. اگر در عرفات به شناخت نرسي، رفتن به مرحله‌ي بعدي حج چه معنايي خواهد داشت؟ اگر نداني كه بايد از چه كسي درخواست كني، چگونه ممكن است كه لب به سخن بگشايي؟ اگر به درستي صاحب‌خانه را نشناسي، اين ميهماني چه سرانجامي خواهد داشت و اگر ...

تمام فرصتي كه براي شناخت خواهي داشت، فاصله‌ي بين نماز ظهر و مغرب است. وقتي خورشيد غروب كند، بايد از سرزمين عرفات كوچ كني. بايد با شناختي كامل از آن‌جا خارج شوي. خداوند آن‌قدر مهربان و رئوف است كه براي رسيدن به شناخت، خيلي تو را اذيت نمي‌كند و فقط چند ساعت را كافي مي‌داند. تصور كنيد اگر قرار بود براي رسيدن به شناخت در عرفات چهل روز  يا بيشتر وقوف مي‌كردي، آن وقت چه مي‌شد؟!

از عرفات به مشعرالحرام مي‌روي. جايي كه بعد از رسيدن به شناخت، نوبت درك و شعور است. مشعرالحرام، يعني جايي كه بايد به شعور و درك برسي.

خدا فرموده است، اگر به اندازه‌ي يك فاصله‌ي نماز ظهر و مغرب به شناختي از من رسيدي، فقط به اندازه‌ي فاصله‌ي يك نماز صبح تا طلوع آفتاب، به آن فكر كن. آن را خوب درك كن. به شعور برس. ببين چقدر خداي مهرباني داريم. در حج در پي اذيت و آزار بندگانش نيست. چند ساعت شناخت و كمتر از ساعتي تفكر و تعمق و درك و شعور، همين و بس.

بعد از آن بايد به سرزمين مني وارد شوي. سرزمين آرزوها. شرايط به گونه‌اي است كه حاجيان بيش از دو روز در اين سرزمين مي‌مانند. ببين جقدر خداي مهرباني داريم. مي‌فرمايد كمتر از چند ساعت مرا بشناس. كمتر از ساعتي آن شناخت را درك كن. بعد از آن وارد سرزمين آرزوها (مني) شو و بيش از دو روز از آن كسي كه شناختيش، آرزوهايت را بخواه.

چه‌قدر اين خداوند مهربان و رئوف است. پاداش چند ساعت تفكر و تعمق را چند روز ماندن در سرزمين آرزوها قرار داده‌ است تا آرزوهايي كه پيش از اين در ذهنت محال مي‌نمود را از خداي قادر و متعال طلب كني.

و من در پايان لحظات ماندن در سرزمين مني به اين فكر مي‌كردم كه: "وقتي تمام آرزويت، حضور در سرزمين آرزوها بوده است، ديگر چه آرزويي براي طلب كردن باقي مي‌ماند."

+ نوشته شده توسط حسن سميعياني در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت 20:26 |

صبح روز عيد قربان، زماني كه آفتاب طلوع مي‌كند، مي‌تواني از مشعرالحرام به سمت مني حركت كني. بايد به جنگ شيطان بروي؛ بايد او را از خود براني. بايد تا آن زمان شيطان خود را شناخته باشي تا بتواني از آن دوري بجويي. آن سنگ‌ها نمادي بيش نيستند و بايد بتواني مصداق حقيقي و واقعي شيطان را يافته باشي. شايد شيطان، پست و مقام باشد؛ شايد شيطان پول و ثروت و زيبايي و ... باشد؛ شايد شيطان شهرت و محبوبيت و ... باشد و شايد ...

سئوالي پيدا مي‌شود؛ مگر نه اين كه هنوز در لباس پاك و مطهر احرام هستي؟ مگر نه اين كه از عرفات برگشته‌اي و تمام گناهانت بخشيده شده است؟ مگر نه اين كه پاي در سرزمين آرزوها گذاشته‌اي؟ مگر در اين شرايط، شيطان جرات نزديك شدن به بنده‌ي خوب خدا را پيدا مي‌كند؟

پاسخ اين است: بلي؛ شيطان همواره در كمين است. حتي در لباس احرام؛ حتي بعد از بازگشت از عرفات. اين به ما مي‌فهماند كه حتي در لباس احرام نيز از شر وسوسه‌هاي شيطان در امان نبوده و نخواهيم بود و لازم است تا به صورت نمادين او را با سنگ از خود برانيم. وقتي از رمي جمره كبري برمي‌گردي و به شكرانه‌ي اين پيروزي و موفقيت و فائق آمدن بر وسوسه‌هاي شيطان، قرباني مي‌كني، از لباس احرام خارج مي‌شوي. از روز بعد بايد به سه شيطان سنگ بزني. يعني بيرون از لباس احرام، وسوسه‌هاي شيطان به مراتب بيشتر از قبل خواهند بود.

به هر شيطان، هفت بار سنگ مي‌زني؛ يعني ممكن است كه حتي اين شيطان رجيم، بر سر موضوع ساده‌اي، تا هفت مرتبه (كه مي‌تواند نماد بسيار باشد نه فقط عدد هفت) تو را وسوسه نمايد. به شيطان اول يا شيطان كوچك كه سنگ زدي، بايد به سمت شيطان وسطي بروي. شيطان كمي بزرگ‌تر مي‌شود. يعني هر چه قدر در برابر شيطان مقاومت بيشتر بكني، نماد اين شيطان نيز بزرگ‌تر مي‌شود و در حقيقت وسوسه‌هاي شيطانند كه بزرگ‌تر خواهند شد. فاصله‌ي بين اين دو شيطان نيز با پاي پياده كمتر از چند دقيقه است. اين نيز به اين معناست كه در زندگي، به فاصله‌هاي بسيار كوتاه، شيطان در كمين نشسته است و بايد از شر وسوسه‌هاي او به خداي مهربان پناه ببري. و باز هفت مرتبه راندن شيطان از خود. شيطان دوم را كه سنگ زدي، دوباره شيطاني بزرگ‌تر تو را به مبارزه مي‌طلبد.

اين تكرار، به اين معناست كه بيرون از لباس احرام، در زندگي روزمره، در تمام لحظات شيطان در كمين توست و هر بار براي يك موضوع ساده بيش از چند بار به سراغت مي‌آيد و از طرق مختلف سعي در وسوسه نمودن و توجيه نمودن تو براي انجام يك عمل شيطاني خواهد داشت.

هرچه‌قدر در برابر اين شيطان بيشتر مقاومت كني، او نيز به وسوسه‌ي تو بيشتر طمع مي‌كند و با حربه‌هايي بزرگ‌تر به سراغت مي‌آيد.

در قالب انجام دادن اين حركت عبادي و نمادين كه راندن شيطان از خود است، درس‌هاي بسياري نهفته است. عرفات جايي بود كه بايد خداي مهربان و كارهاي خدايي را به درستي مي‌شناختي، تا بتواني در جنگ با شيطان كارهاي خدايي و شيطاني را از هم تميز دهي.

اگر شيطان خود را به درستي نشناخته باشيم، در حقيقت فقط ريگي را به سنگي زده‌ايم و بس؛ بي‌آن‌كه شيطان در كمين نشسته را ديده باشيم.

+ نوشته شده توسط حسن سميعياني در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت 20:21 |
بدان كه دليل موفقيت برخي از افراد انجام كارهايي است كه ديگران از انجام آن سرباز مي زنند.

 به جاي گفتن اي كاش بگو انشاء ا... دفعه ديگر.

 كوچكترين پيشرفتها را هم موفقيت بدان.

 سعي كن مشكلات را به جاي بزرگ كردن حل كني.

 افتخاراتت را با ديگران قسمت كن.

 افكار مهم در سر بپروران اما به شاديهاي كوچك هم قانع باش.

 از گفتن عبارت اشتباه كردم خجالت نكش.

 از جادوي لحظات زندگي غافل مباش چون از عاقبت كار بي خبري.

 مراقب باش تا مشكلات بزرگ باعث از دست دادن موفقيت هاي بزرگ نشوند.

 در همه حال دعا كردن را فراموش نكن.

 به ياد داشته باش كه در كار و روابط خانوادگي اعتماد، بهترين اصل است.

 ديگران را سرزنش نكن سعي كن در تمام مراحل زندگي، خودت مسئول اعمالت باشي.

 با ديگران طوري رفتار كن كه دوست داري با تو رفتار كنند.

 سعي كن هميشه لبخند بر لب داشته باشي در حاليكه هزينه اي ندارد و بيش از ميليونها دلار ارزش دارد.

 شكست را به راحتي بپذير و وقتي پيروز شدي فخر فروشي نكن.

 وقتي با كار سختي روبرو شدي به خودت تلقين كن كه شكست غير ممكن است.

 همدلي را بياموز، سعي كن مسائل را نه تنها از ديد خودت بلكه از ديد ديگران نيز ببيني.

 به پس انداز كردن عادت كن،  پس انداز كردن لازمه موفقيت است.

 به ياد داشته باش كه يك ازدواج موفق به دو عامل بستگي دارد، اول يافتن يك انسان خوب، دوم انسان خوب بودن.

 به مشكلات به عنوان فرصتي براي رشد و ترقي نگاه كن.

+ نوشته شده توسط حسن سميعياني در سه شنبه یکم مرداد 1387 و ساعت 6:21 |
مقدمه:
 به راستی چرا بعضی از پیوندهای عاشقانه بعد از ازدواج گسسته شده و ازهم فرومی پاشد؟ آیا تا کنون از خود پرسیده اید که چرا بعضی از زوجها با یکدیگر همدلی و همفکری دارند و برخی ندارند؟ و آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که چگونه زنان و شوهرانی که مدعی بوده اند نمی توانند با همدیگر زندگی کنند، دوباره زندگی را با یکدیگر و حتی بهتر از قبل ادامه دهند؟
همان گونه که می دانید، اکثر صاحبنظران دینی، روان شناسان، جامعه شناس و... علت اصلی اختلاف های خانوادگی ومسائل زناشویی را سوء تفاهم و فقدان رابطه عمیق میان زوجین عنوان می کنند و شاید تنها راه حل و فصل مسائل زناشویی و رسیدن به یک خانواده متعادل را «ایجاد تفاهم و همدلی» می دانند. برای توضیح و تبیین سؤالات و مطالب فوق، چکیده ای از رهنمودهای تربیتی صاحبنظران و روان شناسان به شما زوجهای جوان و زنان و مردان با فضیلت، شما خوبانی که خواهان رسیدن به یک زندگی آرام، شاد و توام با معنویت هستید، تقدیم می شود. 
 پی ریزی پایه های زندگی با صداقت :
صداقت همچون پل ارتباطی موثر، موجب می شود که زن و مرد میل و رغبت وافر و کاملی برای صحبت با یکدیگر پیدا کنند و از این طریق بر رشد شخصیت خود و همسرشان بیفزایند. لازم است برای نیل به تفاهم، زن و شوهر در همه امور زندگی نسبت به همدیگر صادق و راستگو باشند. زوجین زمانی به اوج سعادت- در زندگی مشترک -دست می یابند که مسیر آن را با صداقت و درستی طی نمایند.
بینش تکاملی و تحولی:
همیشه نسبت به همسر خویش نگرشی متکی بر سه عنصر مثبت داشته باشید.
الف) او را به عنوان فردی با ارزش و برخوردار از کرامت انسانی بپذیرید.
ب) او را فردی مستعد کمال و تحول بدانید.
ج) علاقه مند به پیشرفت و ترقی او باشید.
وجود چنین بینشی، در شخصیت انسان عرصه زندگی را برروی نوآوری می گشاید و کانون خانواده را از فرسایش و زوال تدریجی مصون می سازد.
مثبت گرایی در برابر منفی گرایی:
از مهم ترین ویژگی های خانواده متعادل و خوشبخت، توانایی برخورد مثبت و سازنده با محیط پیرامون و یا به عبارتی «مثبت گرایی» است. شخصی که دارای سیرتی زیبا شد، پیوسته در گفتار و رفتار همسرش به آنچه که خیر و زیبایی است توجه  می کند و حتی برخی معایب احتمالی او را «حسن» می بیند. «مثبت گرایی» را می توان، «هنر خوب دیدن» نیز نامید. هنری که همچون سایر خلقیات و رفتارها با تکرار و تمرین در وجود انسان تثبیت شده و به صورت ملکه در می آید بنابراین، باید برای مثبت گرایی، دل و چشمهایمان را این گونه تربیت کنیم. اگر حقیقتا خواهان پیشرفت و کمال در همسر خود هستید، جنبه های خوب شخصیتی و هنرهای مثبت او را یادآور شوید و با تشویق و قدردانی آنها را در وجود همسرتان مستقر نمایید. آن وقت خواهید دید که او به تدریج و به آسانی می تواند بر رفیع ترین قلل موفقیت و کمال صعود کند.
علاقه و تمایلات همسرتان را در نظر بگیرید:
با مطالعه در حالات و روحیات همسر خود، فهرستی از علایق و تمایلات وی به دست آورید و نسبت به تامین آنها خود را متعهد و ملزم بدانید. در نظر گرفتن علایق اصولی همسر، و نقطه شروع سخن را بر یکی از علاقه وی متکی نمودن به ویژه در مورد تمایلاتش به گفتگو نشستن، راه را برای رشد تفاهم هموار و آسان می سازد.
تبادل عاطفی در برابر انجماد عاطفی:
از بهترین و پرشکوه ترین تجلیات زندگی متعادل، داد و ستد عاطفی زوجین در ابتدای زندگی و ادامه آن، در طول روابط مشترک می باشد. شیوه های صحیح مبادلات عاطفی بین زن و مرد عبارتند از:
الف) شیوه قلبی:
قلب خاستگاه و جایگاه تمامی ارتباطات و مناسبات انسانی است. قلب، سرچشمه فیاض احساسات و تمایلات است. اگر همسری در کشتزار قلب خود، بذر عشق و محبت به همسرش را کاشت، یک عمر حامل نشاط، شادابی، بالندگی، خلاقیت، معنویت، نوآوری موفقیت و خوشبختی را درو خواهد کرد.
ب) شیوه کلامی:
يكي از توانایی روحی و جاذبه های شخصیتی آدمی، ابراز محبت نسبت به همسر و شریک زندگی اش می باشد. موانعی که در مسیر ابراز محبت، راه را سد می کنند عبارتند از: عدم معرفت، غرور بی جا، حجب و حیای افراطی.
ج) شیوه عملی:
در این طریق، پایه های زندگی که قبلا از راههای قلبی و کلامی ابراز محبت استوار شده بود، با انجام دادن اقدامات محبت آمیز و صمیمانه، استحکام بیشتری می یابد و احساس ارزش شخصی هر یک فزونی می گیرد.
پرهیز از مقایسه همسر با دیگران
از مقایسه همسرتان با دیگران به شدت بپرهیزید.این رفتار به رابطه حسنه میان  شما آسیب وارد می کند . همسر شما انسانی منحصر به فرد و دارای ویژگی های شخصیتی (اعم از مثبت و منفی) است که قابل مقایسه با هیچ فرد دیگری نیست. از این رو،در مواقع ضروری می توان او را با گذشته خودش مقایسه نمود وبر این اساس ، میزان پیشرفت ویا کاهش احتمالی میزان های اخلاقی ومعنوی و علمی وی را مورد تأیید و یا تذکر قرار داد. این عمل بر درجه تفاهم زن وشوهر خواهد افزود.
هنر خوب شنیدن سخن همسر
در هنگام گفتگو با همسرتان با نهایت دقت به مطلب وی گوش فرا داده و آن گونه عمل نمایید که گویی جز به وی وسخنانش ، به موضوع دیگری توجه ندارید. و از انجام هر عملی که مغایر با حالت توجه باشد، خود داری کنید.
حق همسر در تصمیم گیری ها
درتصمیم گیری ها وانتخاب راه حل ها و برنامه های زندگی مشترک ، لازم است هریک از زوجین ، حقی  برای همسرشان در نظر بگیرند و او را از صحنه تصمیمات ، دور و بر کنار نگه ندارند. مدیریت مطلوب در زندگی مشترک زمانی امکان پذیر خواهد بود که هر یک از طرفین از اهمیت نقش خود در پیشبرد امور خانواده ، اطمینان حاصل نماید.
سکوی پرتاب
سعی کنید با اختصاص وقت بیشتر و کنار گذاشتن آرزوها وخواسته های صرفاً فردی، خالصانه درراه پیشرفت وتحول همسرتان بکوشید و در این راه از هیچ گونه فداکاری و از خود گذشتگی مضایقه نکنید.، تا زمانی که همسرتان بر قله بلند افتخار و موفقیت بایستد. در حقیقت به منزله (بال) برای «پرواز همسر» ویا به تعبیر دیگر «سکوی پرتاب» شریک زندگی تان باشید واین را بدانید که پشت سر هر مرد موفقی ، زن شایسته و لایقی وجود داشته و بالعکس.
حضور در جمع خصوصی خانواده
بخشی از برنامه های روزانه خود را به همسر و فرزندان اختصاص دهید واین فرصت را صرف رشد وتعالی آنها کنید و از صمیم قلب خود را علاقه مند به سعادت و خوشبختی آنها نشان دهید.
اعتدال درابراز محبت به همسر
به جای آن که در صدد تملک کامل قلب همسرتان باشید و هریک به دیگری شدیداً وابسته شوید، به محبت سالم و عواطف صحیح اکتفا کنید؛ زیرا عاطفه خیلی شدید سرخوردگی نیز به دنبال دارد.
کردار هماهنگ با عمل
فقط به اظهار محبت نسبت به همسرتان اکتفا نکنید، بلکه کردار خود را نیز هماهنگ با گفتار خود، به گونه ای تنظیم و ارائه نمایید که مؤید اظهار مهر و عاطفه تان باشد.
غنی سازی اوقات فراغت در منزل
بسیار نیکوست که خانمها درمنزل، برای خود سرگرمی های مفید و آموزنده ای نظیر مطالعه کتابهای سازنده، هنرهای سالم ، و... ترتیب بدهند و خود را از تنهایی ویکنواختی زندگی نجات داده و به فعالیت های سودمند بپردازند .
درک همسر
همسرتان را مطمئن سازید که به طور کامل وضع او را درک می کنید و او می تواند روی همیاری شما در همه زمینه های زندگی حساب کند وبداند که یار ویاور و غم خوار و مونس او هستید.
حمایت و پشتیبانی از شوهر
در حضور بستگان ونزدیکان ، از همسرتان و کارش حمایت و پشتیبانی کنید تا آنها نیز بدانند که شما با علاقه و اعتماد به او، بر مشکلات اجتماعی زندگی غلبه خواهید کرد و با همه وجود از زندگی مستقل خود وشوهر راضی وخشنود هستید. 

صدا زدن
بسیار زیباست که هر یک از زن وشوهر ، همسر خود را با نامی صدا کند که او بیشتر دوست دارد، چه اسم کوچک باشد ویا نام خانوادگی ، یا القاب مذهبی و عناوین اجتماعی .
پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) می فرمایند: بهترین نامی که دوست دارد، او را صدا زن.
بهتراست پیش از آن که زن وشوهر در اجتماع لقب وعنوانی پیدا کنند یکدیگر را به اسم کوچک یا نام فامیل صدا بزنند و چاشنی محبتی هم بر آن بیفزایند

نقش لحن کلام در گفتار
درگفتگو با همسرتان، لحن سخن را به جای تحکمی و آمرانه و با واژه های تند وخارج ازنزاکت به آهنگ ملایم و لحن پیشنهادی با واژها وجمله های لطیف و محترمانه تغییر دهید. زیرا سخن گفتن به صورت دستوری و آمرانه به غرور همسرتان لطمه وارد می کند واثرات منفی و یرانگری به بار می آورد.
انتقاد سازنده به جای انتقاد مخرب
سعی کنید در زندگی مشترک نسبت به برخی از رفتارها وعیوب احتمالی همسرتان به جای انتقادهای مخرب، انتقادهای سازنده داشته باشید، زیرا همزمان با تکرار انتقاد مخرب در خانواده، روابط محبت آمیز جای خود را به ستیزه جویی وتلخکامی داده و روابط سالم ودوستانه به خصومت و دشمنی تبدیل می شود. انتقاد اگر به جای خود و با روش صحیح و مناسب انجام گیرد، یک شیوه تربیتی کار آمد و مؤثر خواهد بود .
راز داری دربرابر افشاگری
یکی از مهمترین عواملی که به نگهداری چارچوب حریم خانوادگی لطمه می زند و تعادل آن را درهم می ریزد، بازگو کردن اسرار و رازهای درون خانواده نزد دیگران است . ضروری است زن و شوهر در جهت حفظ حرمتها و احترامات اسرار یکدیگر را نزد دیگران فاش نکنند و آن را امانتی از جانب یکدیگر نزد خودشان تلقی نمایند.
ارزش کارها
هرگز تصور نکنید که کار بیرون از منزل با ارزش و کار درون منزل بی ارزش است. ارزش کار را محیط آن تعیین نمی کند، بلکه انگیزه های انسانی و اخلاقی ، تلاش و مجاهدت ،عشق و ایثار و نتیجه عمل انسان است که بدان کار ارزش می دهد. بنابراین بهتر است به همسرتان بگویید که کار او در منزل برایتان فوق العاده با ارزش و مهم است. در این صورت خانه شما تبدیل به یک گلستان مملو از گلهای صمیمیت ، شادی ، نشاط ، عشق ، امید . پویایی ، سازندگی ، خوشبختی و سعادت خواهد شد .
کسب تجارت
سعی کنید در زندگی خود، از تجارب وعملکرد دیگران درس وعبرت بگیرند. تجارب تلخ ونامطبوع دیگران، شما را متوجه ارزشهای موجود در زندگی خودتان و قدر شناسی از آنها خواهد نمود. تجارب مفید سایرین نیز در افزایش موفقیت شما بسیار مفید خواهد بود.
پرهیز از خودکم بینی
از احساس یاس، افسردگی وبی اعتمادی نسبت به خودتان فاصله بگیرید اگر در گذشته زندگی مطابق دلخواه تان نبوده و یا احتمالاً با شکست مواجه بوده اید، آینده را فدای گذشته نکنید. می توان با بهتر زندگی کردن وبرخورد مثبت وعقلانی ،از رنجهای زیاد و استرس های روانی کاست. اگر با خودتان کمی صادق و واقع بین باشید، شادکامی زندگی را بهتر احساس خواهید کرد. شما می توانید بهترین ، با صفا ترین ،  با نشاطترین ، زیباترین و با معنویت ترین کانون گرم زندگی مشترک را داشته باشید . مطمئن باشید اگر بخواهید می توانید وهیچ یک از خواسته های منطقی و آرمانهای خوب ومثبت دور از دسترس نخواهد بود.
بدرقه واستقبال از همسر
زن وشوهر به خوبی می دانند که شریک زندگی شان همیشه به محبت صادقانه نیاز دارد وخریدار نگاه های پر از عشق و امید است . از این رو همواره خصوصاً هنگام خروج ازمنزل ، با چشمان پرمهر ونگاههای پر جاذبه ، امواجی از محبت ودوستی را به دل وجان همسر خود روانه می کنند، چه زیباست هنگام بیرون رفتن شوهر از خانه، زن چند قدمی پشت سروی حرکت نماید و او را  تا در منزل بدرقه کند.

+ نوشته شده توسط حسن سميعياني در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 6:34 |
 
 اضطراب امتحان نوعی خود اشتغالی ذهنی است که با خود کم انگاری و تردید در باره توانایی های خود، مشخص می شود و غالباً به ارزیابی منفی، عدم تمرکز حواس، واکنش های جسمانی نامطلوب و افت عملکرد تحصیلی منجر می گرد
علایم و نشانه های اضطراب امتحان
    آشفتگی معده، به هم خوردن ساعت های خواب و آرامش، تغییر اشتها، ضعف، سر گیجه، تغییر در فشار خون، میزان نبض و افزایش ترشح هورمون های آدرنالین و نور آدرنالین، از علایم عمومی اضطراب امتحان می باشد.همچنین اضطراب ناشی از امتحانات شفاهی موجب تپش قلب، لرزش صدا و بدن، تغییر دمای بدن، خشکی دهان و عرق کردن می شود.
زمان شیوع اضطراب امتحان معمولاً از سنین 10 تا 11 سالگی شکل گرفته و به موازات بالا رفتن سن و پایه تحصیلی افزایش می یابد و دختر ها بیش از پسر ها آنرا تجربه می کنند.

توجه: اضطراب اگر از حد معین افزایش یابد باعث کاهش عملکرد فرد می شود در حالی که اضطراب خفیف یا مقطعی ممکن است موجب افزایش کار و فعالیت شود.

علل اضطراب امتحان

1-     عوامل شخصیتی: عزت و اعتماد به نفس پایین، استناد درونی شکست ها، احساس عدم کفایت، آرمانگرایی، عدم انگیزش تحصیلی
2-     عوامل خانوادگی: سخت گیری بیش از حد والدین در امور تحصیلی، انتظارات نا معقول و بیش از حد توان دانش آموزان، الگو های خشک و غیر قابل انعطاف فرزند پروری، تنبیه و سرزنش، عدم ارائه تشویق

3-     عوامل آموزشگاهی: انتظارات نا بجای معلمان، دروس و امتحانات مشکل، مراقبین امتحان، محدودیت زمانی در جلسه امتحان، محیط نامناسب امتحان و وجود عوامل مزاحم مثل سر وصدا، نور و تهویه نامناسب

راهکار های رفع اضطراب امتحان

الف- مواردی که دانش آموزان باید رعایت کنند:

1-     موقعی که مضطرب هستید سعی کنید تصورات و موضوعات منفی و نگران کننده ای را که ذهنتان را اشغال کرده است با موضوعات و مفاهیم مثبت و دلنشین جایگزین کنید. توجه داشته باشید که ترس و اضطراب با اینکه علایم و نشانه های مشابهی دارند اما دارای علل و ریشه های متفاوت می باشند. ترس ریشه واقعی دارد مثلاً کسی که به کوهپیمایی می رود وقتی بر لبه پرتگاهی رسد از پرت شدن می ترسد و لرزه بر اندامش می نشیند که این یک حالت طبیعی است. اما اضطراب به خاطر تصوراتی است که حد اقل در زمان اضطراب واقعیت ندارد و یا زمان آن فرا نرسیده و امکان به وقوع پیوستن تصورات هم احتمال 50 درصدی دارد. مثلاً شخصی که قرار است یک هفته بعد به کوهپیمایی برود چند روز قبل از آن با تصور اینکه در لبه پرتگاه قرار دارد وهمین الان دارد پرت می شود قلبش واقعاً به تپش می افتد و شب خوابش نمی برد.
2-    راه دیگر غلبه دانش آموزان بر اضطراب امتحان آمادگی است. اگر در طول سال تحصیلی مواد درسی را بخوبی خوانده باشید و قبل از امتحانات هم مطالب یاد گرفته شده را مرور نمایید مطمئناً آمادگی کافی برای امتحان را داشته و تصورات منفی در مورد مشکلات احتمالی و نمره پایین ذهن شما را اشغال نخواهد کرد.


 ب- مواردی که مدرسه و معلمان باید رعایت کنند:

1-  حفظ آرامش شخصی و خویشتن داری معلم موقع اجرای امتحان، زیرا عواطف مسری است و اگر معلم مضطرب باشد به دانش آموزان نیز سرایت می کند.
2-  ارائه نمونه سوالات امتحانی جهت آشنایی دانش آموزان با نحوه طرح سوال معلم
3-  در نظر گرفتن فرصتی ، قبل از امتحان به منظور رفع اشکال
4- سوالات اول ورقه امتحانی باید گمراه کننده و دشوار و غلط انداز و دو پهلو نباشد
5- سوالات امتحانی باید به جای حافظه ، میزان فهم و اسنتباط دانش آموزان را بسنجد
6- امید بخشیدن به دانش آموزان به جای تهدید کردن
7- معنویت معلم در توجه دادن دانش آموزان به ذکر خدا و استمداد از او
+ نوشته شده توسط حسن سميعياني در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 7:16 |
1 – مهارت های خودآگاهی
2 – مهارت همدلی
3 – مهارت روابط بین فردی
4 – مهارت ارتباط موثر
5 – مهارت مقابله با استرس
6 – مهارت مدیریت بر هیجان
7 – مهارت حل مسئله
8 – مهارت تصمیم گیری
9 – مهارت تفکر خلاق
10 – مهارت تفکر نقادانه
 
نکته: مهارت با دانستن و علم متفاوت است. همانطور که یک نفر با خواندن کتاب شنا، فقط علم پیدا می کند ولی شنا کردن یاد نمی گیرد، دانستن این مهارتها هم کافی نیست ، بلکه با تمرین و به کارگیری به مرور در زندگی روزانه، شاهد نتایج رضایت بخش آن خواهیم بود.
 
معرفی مهارت های زندگی
مهارت خودآگاهي
مهارت خودآگاهي ، توانايي شناخت نقاط ضعف و قوت خواسته هاست. نيازها، تمایلات و تصوير واقع بينانه از خود است تا حقوق فردي، اجتماعي و مسؤوليت هاي خود را بهتر بشناسيم
اين مهارت موجب می شود که به سئوال مهم « من کیستم؟» جواب دهیم.

مهارت همدلي

همدلي يعني اين كه فرد بتواند مسايل ديگران را حتي زماني كه در آن شرايط قرار ندارد درك كند و به آن ها احترام بگذارد.
اين مهارت موجب مي شود تا به ديگران توجه كرده و آن ها را دوست داشته باشيم و خود نيز مورد توجه و دوست داشتن ديگران قرار بگيريم و با ايجاد روابط اجتماعي بهتر به هم نزديكتر شويم.

مهارت روابط بين فردي
مهارتي است كه موجب مي شود ضمن تقويت روحيه ي مشاركت، اعتماد واقع بينانه و همكاري با ديگران بتوانيم مرزهاي روابط بين خود و كساني كه دوستشان داريم را تشخيص داده و در جهت ايجاد روابط صميمانه و دوستانه قدم برداريم و هر چه زودتر به دوستي هاي نامناسب و ناسالم خود خاتمه دهيم. پيش از آن كه مورد آسيب جدي قرار گيريم.

مهارت ارتباط مؤثر
كسب اين مهارت به ما مي آموزد براي درك موقعيت ديگران چگونه به سخنان آنان فعالانه گوش دهيم و چگونه ديگران را از احساس و نيازهاي خودآگاه نماييم تا ضمن به دست آوردن خواسته هاي خود طرف مقابل نيز احساس رضايت نمايد.

مهارت مقابله با استرس
در دنياي امروز ، همواره با تغيرات وسيع و پيچيده اي مواجهيم و هر تغييري با فشارهاي روحي و رواني (استرس)‌همراه است.
ميزان استرس اگر بيش از حد و طولاني باشد، برزندگي و عملكرد ما تأثير منفي گذاشته و مشكلات جدي و زيادي را براي ما به وجود خواهد آورد.
فراگيري اين مهارت به ما كمك مي كند تا ضمن شناسايي هيجان هاي خود و ديگران و تأثير آن ها بر تفكرات و رفتارهايمان بتوانيم در مقابله با آن ها واكنش مناسب را از خود بروز دهيم.

مهارت مدیریت بر هیجان
ما همواره با احساسات و هیجانات مختلفی مثل خشم، ترس، لذت، غم و ... روبرو هستیم که آنها بر تصمیم گیری و نحوه زندگی و روابط ما با دیگران اثر می گذارد، شناسایی و کنترل این احساسات و هیجانات قسمتی از مهارت مدیریت بر هیجان می باشد.
بخش دوم مهارت مدیریت بر هیجان مربوط به شناخت و کنترل احساسات و هیجانات دیگران است. در این مهارت ما متوجه عکس العمل احساسی و هیجانی دیگران شده و آنرا تحت کنترل قرار می دهیم.
 
مهارت حل مسئله
ما هر روزه با مسايل فراواني روبه رو هستيم كه برخي ساده و برخي پيچيده اند. مهارت حل مسئله اين توانايي را به ما مي دهد كه با توجه به تجارب عملي و توانمندي هاي ذهني خود بتوانيم در جهت حل مسئله يا مشكل قدم برداشته و به نتيجه مطلوب دست يابيم.

مهارت تصميم گيري
انسان در مسير زندگي همواره نيازمند تصميم گيري هاي مختلف است و موفقیت در زندگي در گرو تصميم گيري درست و به جاي اوست.
مهارت تصميم گيري به ما كمك مي كند تا با اطلاعات و آگاهي كافي با توجه به اهداف واقع بينانه خود، از بين راه حل هاي مختلف بهترين راه حل را انتخاب كرده و به كار بگيريم و پذيراي پيامدهاي آن نيز باشيم.

مهارت تفكر خلاق
فكر كردن مهارتي است كه از كودكي مي اموزيم.
مهارت تفكر خلاق، قدرت كشف و توليد انديشه ي جديد را براي ما فراهم مي آورد.
مهارت تفكر خلاق به ما كمك مي كند درمواجهه با حوادث ناگوارچگونه احساسات منفي خود را به احساسات مثبت تبديل كنيم.
تفكر خلاق نوع ديگر ديدن است در اين تفكر هيچگاه مشكل يك عامل مزاحم به حساب نمي آيد بلكه يك فرصت براي كشف راه حل هاي نو و بديع تلقي مي شود تاكنون كسي به آن توجه نكرده است.

مهارت تفكر نقادانه
تفكر نقادانه نوعي ديگر از تفكراست.
كسب اين مهارت به ما مي آموزد تا هرچيزي را به سادگي و دربست قبول يا رد كنيم، ابتدا در مورد آن موضوع سؤال و استدلال كنيم، سپس بپذيريم يا رد كنيم.
كساني كه از تفكر نقادانه برخوردارند ، فريب ديگران را نمي خورند و به راحتي جذب گروهها و افراد و مواد مخدر نمي شوند، چرا كه همواره با سوال كردن به عاقبت كار مي انديشند و از همنوایی دوری می کنند. اینها کسانی هستند که این ضرب المثل را نمی پذیرند که:« خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو».
+ نوشته شده توسط حسن سميعياني در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 7:13 |

آيا تا به حال به اين موضوع فكر كرده‌ايد كه ديدن رنگ‌هاي مختلف چه تاثيراتي در روحيه يا جسم شما مي‌تواند داشته باشد؟

شايد به اين مساله فكر نكرده باشيد، اما حتما يك رنگ موردعلاقه براي خود داريد. رنگي كه از آن بيشتر در دكوراسيون محل سكونت، محل كار و پوشش خودتان استفاده مي‌كنيد. گاهي اوقات هم با گذشت زمان رنگي كه مورد علاقه شما است، جاي خود را به رنگي ديگر مي‌دهد.
اين امر كاملا طبيعي است؛ چراكه استفاده بيش از حد از يك رنگ آن هم در تمامي مكان‌هاي تحت‌اختيار ممكن است بعد از يك مدت براي شما ديگر آن جذابيت اوليه را نداشته باشد و روبه‌رو شدن در هر دقيقه با اين رنگ براي شما خسته‌كننده باشد.
طبق گفته برخي از روانشناسان، رنگ مورد علاقه هر فرد نشان‌دهنده شخصيت و روحيه اوست.
اكثر روانشناسان معتقدند كه برخي از تاثيرات رنگ‌ها، شامل معاني يكسان و يگانه‌اي در سراسر جهان هستند. رنگ‌هايي كه در طيف رنگ‌هايي در ناحيه قرمز قرار دارند، به عنوان رنگ‌هاي گرم شناخته مي‌شود و دامنه تغييرات آن از احساسات گرم و صميمانه تا احساسات خشم و عصبانيت متغير است.
رنگ‌هايي كه در ناحيه آبي طيف قرار دارند، رنگ‌هاي سرد ناميده مي‌شوند. اين رنگ‌ها معمولا آرامش‌بخش هستند و از طرفي ديگر احساس غمگيني و بي‌تفاوتي را به فرد مي‌دهد.
رنگ‌هاي خنثي مي‌توانند آثار مثبت و منفي داشته باشند.
قابل‌توجه است كه بدانيد در برخي از فرهنگ‌هاي قديمي از جمله مصري‌ها و چيني‌ها از رنگ‌ها براي درمان استفاده مي‌كردند كه به اين شيوه نوردرماني يا رنگ‌شناسي مي‌گفتند. البته هنوز هم در برخي از نقاط از اين روش به عنوان درمان استفاده مي‌كنند.
رنگ قرمز، براي تحريك بدن، ذهن و افزايش تمركز استفاده مي‌شود.
رنگ زرد براي تحريك اعصاب استفاده مي‌شود و رنگ نارنجي، براي بالا بردن سطح انرژي. رنگ آبي، براي كاهش درد و تسكين بيماري و رنگ نيلي براي تسكين ناراحتي‌هاي پوستي كاربرد دارد.
در حال حاضر اغلب روانشناسان به شيوه رنگ درماني به ديده شك و ترديد مي‌نگرند و مي‌گويند كه درباره تاثيرات احتمالي رنگ‌ها اغراق شده و رنگ‌ها در فرهنگ‌هاي مختلف، معاني متفاوتي دارند.به اين ترتيب پژوهش‌ها نشان داده‌اند كه در بسياري از موارد، تاثيرات رنگ‌ها در تغيير حالت افراد، زودگذر و موقتي بوده است.
براي مثال قرار دادن فردي در يك اتاق آبي رنگ در ابتدا احساس آرامش در او به وجود مي‌آورد؛ اما اين اثر پس از آنكه او آرامشش را بازيافت، به تدريج كاهش خواهد يافت.
اما حتي به طور موقتي و در مدت زمان كوتاه، درك كردن بهتر رنگ‌ها در زندگي روزمره يا شغلي شما تاثيرات فراواني خواهد داشت.
از سويي ديگر، روانشناسان براي هر رنگي يكسري تعاريفي ارائه داده‌اند كه اين تعاريف، محاسن يا معايب يك رنگ را مي‌تواند بيان كند.
رنگ‌ سياه
سياه معمولا به عنوان نماد ترس يا شيطان مورد استفاده قرار مي‌گيرد، اما به عنوان نشانگر قدرت نيز شناخته مي‌شود. رنگ سياه نشانگر غمگيني و رسمي بودن است.
رنگ سفيد
رنگ سفيد، نماد معصوميت و پاكي است و نشانگر سرما، پاكيزگي و آرامش است.
رنگ قرمز
رنگ گرمي است كه برانگيزاننده هيجانات قوي است و نشانگر عشق، حرارت و صميميت است. همين طور رنگ قرمز تحريك‌كننده احساس خشم و عصبانيت است.
رنگ آبي
رنگ آبي، احساس آرامش را به ذهن مي‌آورد و معمولا نشانگر صلح، امنيت و نظم است. اين رنگ مي‌تواند احساس غم، درون‌گرايي يا گوشه‌گيري را در بعضي افراد به‌وجود آورد.
آبي يكي از رنگ‌هايي است كه كمترين اشتها را برمي‌انگيزد و اين رنگ مي‌تواند باعث كاهش ضربان قلب و حرارت بدن باشد. تحقيقات نشان داده كه افراد در اتاق‌هاي آبي، كارآيي بيشتري دارند.
رنگ سبز
رنگ سبز نشانگر آرامش، خوشبختي، سلامتي و حسادت است. پژوهشگران دريافته‌اند كه رنگ سبز مي‌تواند باعث افزايش قابليت خواندن شود. اين رنگ باعث كاهش استرس مي‌شود. از رنگ سبز در دكوراسيون به دليل اثر آرام‌بخشي آن استفاده مي‌شود.
رنگ زرد
رنگ زرد، رنگي گرم و شاد است و مي‌تواند احساس رنجيدگي و خشم را به‌وجود آورد.
اين رنگ باعث سوخت‌و‌ساز بدن مي‌شود. از طرفي ديگر رنگ زرد بيشتر از تعبير رنگ‌ها براي جلب توجه مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
رنگ ارغواني
اين رنگ نماد وفاداري و ثروت و نشانگر عقل و معنويت است.
رنگ قهوه‌اي
رنگ قهوه‌اي، رنگي طبيعي است كه برانگيزاننده حق قدرت و اطمينان‌پذيري است و همچنين اين رنگ مي‌تواند حس غم و انزوا را به‌وجود آورد.
رنگ قهوه‌اي، حس گرما، آسايش و امنيت را به ذهن مي‌آورد.
رنگ نارنجي
رنگ نارنجي احساس گرما، محبت و شور و شوق را به ذهن مي‌آورد و به عنوان يك رنگ انرژي‌زا در نظر گرفته مي‌شود و معمولا براي جلب‌توجه از اين رنگ استفاده مي‌شود.
رنگ صورتي
اين رنگ اثر آرام‌بخش دارد و معمولا نشانگر عشق است. رنگ صورتي از آنجا كه بازدارنده اشتها است، مي‌تواند براي درمان‌هاي رژيمي سودمند باشد.
رنگ بنفش
رنگ بنفش مرموز است و بعضي از افراد آن را ناآرام و اضطراب‌آور مي‌دانند.
تحقيقات دانشمندان نشان مي‌دهد، تناليته‌هاي رنگ بنفش در درمان ميگرن و اختلالات عصبي مفيد هستند.
اين رنگ هيجان قرمز را با آرامش آبي در هم مي‌آميزد، اما رنگي نه مهيج و نه آرامش‌بخش است.
حالا فكر مي‌كنيد كه شما چه رنگي هستيد؟

+ نوشته شده توسط حسن سميعياني در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 7:21 |

 

یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول والاحوال
حول حالنا الی احسن الحال

نوروز در ايران اسلامي

در فرهنگ و سنن هر قوم و ملتي، روزهايي وجود دارد كه ريشه تاريخي وفرهنگي داشته و جلوه اي از باورهايي است كه حتي تا مقدسات ديني و مذهبي آنها پيش رفته و هويت فرهنگي و تاريخي آن جامعه را به نمايش گذاشته است. يكي از اين روزها آغاز سال نو خورشيدي است كه از شايعترين آيين هاي جهاني به شمار مي رود  هر قومي بر اساس تاريخ و فرهنگ و مذهب خود آغاز سال نو را در قالب برپايي مراسم و جشن هاي ملي و مذهبي پاس مي دارد. عيدنوروز و جشن هاي سال نو، در نزد ما ايرانيان با برخورداري از يك فرهنگ و تاريخ اصيل و طولاني و همچنين همزماني آن با حيات هستي و جان گرفتن مجدد زمين ، اين امتياز خاص را به آن بخشيده كه از اعياد سال نوي اقوام و ملل ديگر متمايز باشد و آيين باستاني آن فراتر از تجديد خاطره ي يك تمدن بلكه حلقه پيوند گذشته ، حال و آينده است به اين سبب است كه پس از ظهور اسلام در اين سرزمين فضيلت بيشتر مي يابد و در بزرگداشت آيين و مراسم آن تاكيد ورزيده مي شود. علي رغم گذر ساليان بسيار و سير پر فراز و نشيب تاريخ، نوروز نه تنها در ايران بلكه هر آنجايي كه فرهنگ و تمدن كهن ايران اثري دارد همچنان پايدار واستوار بماند .

در گردونه ي سالانه ي تكرار ، نوروز يك تنوع روحي و يك انبساط رواني است كه قوم ايراني دوام خويش را در فراز و نشيب تاريخ مديون اين سنت ديرينه و خردمندانه است. با طلوع اسلام در اين سرزمين نوروز زيباتر شد و تشيع از همان ابتدا كه با فرهنگ ايرانيان عجين شد نه تنها به نوروز بي مهري نكرد بلكه آن را مورد تقدير قرار داد چرا كه هر جزئي از آيين نوروز نمادي از ستايش زيبايي و اخلاق انساني و مهر و دوستي است.
نوروز در ايران اگر چه يك سنت ملي و برآمده از روزگاران بسيار دور است در عين حال با حال و هوايي معنوي و روحاني عجين شده است.

آغاز سال نو

 آغازين روز سال همانا يادآور بسياري از شاديها و مهرباني‌هاست، هنگامي كه روز نو مي‌گردد و همه به جشن و پايكوبي مي‌پردازيم اميد به سالي پر از شادي و سعادتمندي براي يكديگر داريم، اين را مي‌توان از چشمان تك تك افراد پارسي خواند.
آغازين روزهاي بسياري از سالها را به ياد داريم و در آخرين روزهايش نيز به خاطر داريم كه به فكر سال گذشته و تغييرات و تحولات آن سال در زندگي مي‌افتيم، آيا اين يك سال را با نتيجه‌ي خوب و با رسيدن به اهداف خود به پايان رسانديم يا خير و آيا مي‌توانستيم بهتر و بيشتر به اهداف خود نزديك شويم، انشاالله همه و همه، هميشه از زندگي جلو باشند و به تمامي اهداف زندگي نائل آْيند.

 نوروز باستاني را به يكايك هموطنان عزيز تبريك مي گويم، سالي سرشار از شادماني و مهرباني و سلامت برايتان آرزو دارم.                         

 

+ نوشته شده توسط حسن سميعياني در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 و ساعت 13:20 |

همه انسانها به طور طبیعی هنگام رو به رو شدن با مشکلات و عوامل استرس زا مجبور به تحمل فشار های روحی و تنشهایی می شوند که نیروی آنها را به تحلیل می برد. برخورد صحیح فرد با تنشها در حین و قبل از بروز آنها می تواند تاثیرات ناشی از این تنشها را از بین برده یا خنثی کند و حتی موجب رشد شخصیت فرد شود.

 روشهای مربوط به برخورد صحیح با مسائلی که فرد با آنها روبروست در مورد تک تک انسانها و به تناسب موقعیت های متفاوتی که فرد درگیر آن است، متفاوت می باشد ، با وجود این ، روان شناسان رعایت موارد زیر را برای تامین آرامش و ثبات روحی کلیه انسانها پیشنهاد می کنند :

 هر انسانی در موقعیت هایی خشمگین یا افسرده می شود. اگر سعی کنید موقعیتهایی که شما را تحت فشار روانی قرار می دهد بشناسید. می توانید برای خنثی کردن این فشار روانی دست به عمل بزنید.

 مثلا  اگر آدمهای معینی که شما را خشمگین می کنند بشناسید، می توانید از آنان اجتناب کنید یا بفهمید که از آنها چه حرکاتی سر می زند که شما را ناراحت می کند.

 هنگامی که متوجه می شوید علت خشم و اضطرابی که در تمام طول روز درگیر آن بوده اید ، دیر رسیدن به کلاس درس یا محل کارتان است ، خواهید توانست با یک برنامه ریزی صحیح ، رفت و آمد خود را به گونه ای تنظیم کنید که به کلاس یا محل کارتان دیر نرسید.

 سعی کنید با استفاده از فرصتهای متعددی که در هر جامعه ای برای مردمانی از هر سن و سال و هر موقعیت اجتماعی فراهم می آید، استعدادهای خود را در زمینه های مختلف از قبیل ورزش ومهارتهای جسمانی ، علایق تحصیلی ، موسیقی ، هنر ، نمایش و انواع پیشه ها بیازمایید و پس از شناسایی علایق خود، سعی کنید مهارت بیشتری در آن زمینه بیابید. احساس شایستگی ناشی از دست یافتن به مهارتها ، عزت نفس انسان را بالا برده و در وجود شخص انگیزه و تحرک جدیدی ایجاد خواهد کرد ، هر چه درباره یک موضوع به میزان بیشتری آگاهی و اطلاعات داشته باشید ، خود آن موضوع و نیز زندگی ، برایتان جاذبه بیشتری خواهد داشت.

 هسته اصلی بیشتر اختلالهای روانی – عاطفی ، احساس انزوا و تنهایی است 0 انسانها موجوداتی اجتماعی هستند، لذا برقراری روابط صمیمانه با دیگران باعث می شود که فرد در شرایط مشکل آفرین از زحمات و پشتیبانی دیگران برخوردار شود و از این طریق در میان نهادن نگرانیهای خود با دیگران ، اغلب می توانید مشکلات خود را روشن تر ببیند و قدرت بیشتری در حل مشکل خود پیدا کنید. در این صورت نیمی از توجه شما به مشکلات دیگران معطوف می شود ، در حالی که اگر تمام توجه شما فقط معطوف به خودتان و مشکلات شخصیتان باشد ، گرفتار یک دل مشغولی ناسالم درباره خود خواهید شد.

  این هیجانها طبیعی است و اذعان به وجود آنها بهتر از انکار آنهاست. هرگاه نمی خواهید هیجان خود را مستقیما بروز دهید، برای رهایی از فشار روانی حاصل، بهتر است  راهی برای بیرون ریختن آن هیجان پیدا کنید. پیاده روی طولانی ، ورزشهای متفاوت یا در میان گذاشتن مساله با یک دوست همدل ، می تواند خشم شما را فرو بنشاند ، فقط باید قبول کنید که احساس هیجان حق طبیعی شماست. پرورش روح مذهبی در خویش و احساس متصل بودن به نیروی لایزال الهی که بر همه چیز و همه کس احاطه دارد، قدرت رویارویی با مسائل و ناکامی را به انسان می دهد و در شرایط معمول زندگی نیز بصیرت و هوشیاری بالاتری نصیب او می سازد. اعتقاد به مفاهیمی همچون توکل ، صبر ، ایثار ، جزا و پاداش اخروی ، مبارزه با نفس اماره و... توان روحی فرد را تقویت کرده و مشکلات را در نظر وی ناچیز جلوه می دهد.

 برخی مشکلات را به تنهایی نمی توان حل کرد. در بعضی موارد ممکن است وجود گرایش به خودبینی در فرد باعث شود نتواند مشکل خود را به صورت عینی مشاهده کند . در موارد دیگر هم چه بسا با همه راه حلهای احتمالی یک مشکل آشنا نباشیم . وقتی احساس می کنید که در حل و فصل مشکل پیشرفتی ندارید، در صدد یاری خواستن از متخصصانی مانند روان شناس ، مشاور و روان پزشک آموزش دیده برآیید.

+ نوشته شده توسط حسن سميعياني در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 6:36 |